/ 2 نظر / 11 بازدید
منتظر

ای تشنه شهید سر بریده دل از سر و از پسر بریده در ظهر عطش مگر چه دیدی؟ کز جان و جهان نظر بریدی ای آب حیات دین احمد ای کشتی امت محمد بگذار که در غمت بمیرم کز چشم تو خون بها بگیرم بی سروسامان تو ام یاحسین دست به دامان توام یا حسین زهره ی منظومه زهرا حسین کشته ی افتاده به صحرا حسین عاقبت این عشق هلاکم کند در گذر کوی تو خاکم کند

سلام

داره کم کم حسودی میکنم بهت بابا تو چقد اینور اونور میری کلا تو گردش و سفری منم سفر میخوام[ابرو]