/ 4 نظر / 4 بازدید
نگار رضوي

مادر من..دشت شقایق من..عصاره اکسیر عشق زمین... هیچ وقتی از چیزی احسای نارضایتی نکردی..هیچ وقت از خودت برام کم نذاشتی.. اونقدر غرق مهرت شدم که امروز تک تک نفس هام به حرمت مهرتو قسم میخورن.. هنوز از تو شرمنده ام..بخاطر این غرور لعنتی هنوز نتونستم متنی که برای روز مادر یک سال پیش نوشتم رو برات بخونم...به یه بهونه ساده که "روم نشده"...و تو مث همیشه ایی..نمیذاری دستتو ببوسم..میدونم زیاد رنجوندمت اما بازم توی اوج ناراحتی تنهاچیزی که بهم گفتی این بود:زهرا خدا خیرت بده؛پیر شی بچه... مادرم..مهر زمینی من..هیچکس برام تو نمیشه...برای هیچکس هم نشده... فدای چروک صورتت بشم..وقتی میخندی و با زکاوت مادرانه دستم رو رو میکینی وقتی بعد از مدتها برمیگردم خونه و تو رو میبینم دلم میخواد تمام مدت دوری رو توی 2 ساعت برات خلاصه کنم..و با حوصله میگی:بچه تو کار نداری من که دارم!اقل کم لطف کن بیا آشپزخونه وقتی من دارم شام درست میکنم تو همونجا حرفاتو بزن... مامانم دلم لک زده باز مث بچگی تو موهام رو شونه کنی... دلم میخواد ازین بزرگ شدن فرار کنم و برگردم به روزای بچگی؛به دو سالگی... واضح ترین ِ خاطراتم اون وقتاییه که تو منو روی گه

[گل]

رسول اخگر

حرف هایم روز مادر مبارك صد بهار برابري به كوثر نكنند وان باده ي آتشين به ساغر نكنند عشاق جهان اگر برايند به هم در عشق برابري به مادر نكنند.... [قلب][گل]

سبا

سلامنگار خانم چه قالب قشنگی انتخاب کردید . زیباست .